واقعیتهای نامعتبر به روایت خبرگزاری فارس - مجتبا پورمحسن
يئيگون(جمعه) ۱٣ دی ۱٣٨۷ - ۲ ژانويه ۲۰۰۹
mojtaba@radiozamaneh.com
خبرگزاری فارس که متعلق به اصولگرایان است، در زمینه تولید خبر یکی از موفقترین خبرگزاریهای حال حاضر کشور است. این موفقیت، دلایل متعددی دارد که بررسی آن در این یادداشت کوتاه نمیگنجد. اما یکی از دلایل اصلی این موفقیت، برخورداری این رسانه از امکان عبور از خط قرمزهاست.
خبرگزاری فارس به دلیل نزدیکی بسیار با ساخت قدرت در ایران، در حال حاضر بیش از دیگر خبرگزاریهای کشور مراجعهکننده دارد. چرا که نشریات، به عنوان عمدهترین تغذیهکنندههای تولیداتِ یک خبرگزاری، انتشار خبر به نقل از فارس را بیدردسرتر میدانند.
امکانِ نفوذِ خبرنگاران این رسانه به لایههای نزدیکتر به هستهی قدرت، البته کمتر به توانایی خبرنگاران خبرگزاری فارس ربط دارد. این احتمال که مدیران بانفوذِ فارس صرفاً ناظران بازیهای سیاسی نیستند و خود نیز جزو بازیگران هستند، نه تنها این فرصت را در اختیار خبرگزاری فارس میگذارد که بدون دغدغههای مرسوم در فضای رسانهای کشور، از رقبای خود در عرصهی خبررسانی پیشی بگیرند؛ بلکه فرصتِ خبرسازی را در میدانی بدون رقیب در اختیار آنها قرار میدهد.
در حالی که خبرگزاریهای دیگر نظیر ایسنا و ایلنا، گاهی علیرغم اطمینان از خبرهای سیاسی مهم، در انتشارش تردید میکنند و در خفا زیر چشمی منتظر میمانند تا در صورت انتشار خبر در فارس آن را کار کنند؛ خبرگزاری فارس به راحتی و بدون دغدغهی پیگرد قانونی، حتا در سطح وزارتخانهها خبرسازی میکند.
انتشار خبر برکناری طهماسب مظاهری، رییس کل پیشین بانک مرکزی در نیمهی خردادماه گذشته، نمونهای بارز از خبرسازیهای خبرگزاری فارس است. خبر کذبی که با پیگیری مظاهری، تنها به توقیف سه روزهی این خبرگزاری، آن هم در تعطیلات رسمی پنج روزه انجامید.
مظاهری، به عنوان کسی که سالها در عرصهی سیاسی کشور فعال بوده، شاید بیش از مخاطبان خبرگزاری فارس، انتشار این خبر تا آن روز کذب را، نشانهی ارادهای برای برکناری خود محسوب کرد. اتفاقی که با تأخیری چند ماهه رخ داد.
تاختن در عرصهای که رقبا اجازهی حضور در آن را ندارند، از نظر حرفهای ارزش چندانی ندارد و بیش از هر چیز، حکایت از اوضاع نابسامان و غیرآزاد اطلاعرسانی در کشور حکایت دارد.
در عین حال اگرچه خبرگزاری فارس به واسطهی در اختیار داشتن نیروهای حرفهای، همچون ایرنا، خبرگزاری رسمی کشور، بیمحابا و به دور از ابتداییترین اصولِ اخلاق حرفهای به تخطئهی منتقدین دولت نمیپردازد؛ اما در کمال آرامش، از روشی برای تخریب رقبای سیاسی استفاده میکند که حداقل با ظاهر حرفهای سایتش همخوانی ندارد.
دو مثال از این نوع رفتار میتواند به شناخت این شیوهی غیرحرفهای کمک بیشتری بکند. در طول یکی دو سال اخیر، هرگاه کورسویی از امید به ائتلاف در بین اصلاحطلبان دیده میشود، خبرگزاری فارس گفت و گویی با یک چهرهی خاص را روی صفحهی اول سایت میگذارد که زیر عنوانِ رییس ائتلاف اصلاحطلبان جوان، به ایجاد شبهه در موفقیت اصلاحطلبان میپردازد.
مثلاً چندی پیش، فارس خبری را دربارهی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی منتشر کرد که البته بلافاصله تکذیب شد. پیرو این خبر، گفت و گوهایی در این زمینه روی سایت قرار گرفت که یکی از آنها مصاحبه با همین آقای محمد زارع فومنی، رییس به اصطلاح اصلاحطلبان جوان بود.
پس از آنکه فارس خبری نادرست دربارهی حذف اصول امامت و ولایت در مرامنامهی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی منتشر کرد، آقای فومنی در جایگاه یک مجتهد در گفت و گو با فارس در جملهای فتواگونه گفت: «انكاركنندگان امامت و ولایت مسلمان نیستند» و در ادامه از کلماتِ «بسیار كثیف، زشت، ناجوانمردانه» برای توصیف کاری که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کرده (و در واقع نکرده) استفاده میکند.
معمولاً هفتهای دو یا سه مصاحبه از این رییس ائتلاف اصلاحطلبان جوان منتشر میشود که بیش از هر مقام اصولگرایی به اصلاحطلبان حمله میکند. کسی که از کمترین جایگاه در بین اصلاحطلبان برخوردار است و به ندرت میتوان نامی از تشکلش در بین رسانههای مستقل و اصلاحطلب شنید.
خیلی عجیب است که خبرگزاری فارس از این روشِ نخنما شده برای تخریب رقیبش استفاده میکند. استحالهی کلمات به قصد گمراه کردنِ مخاطبِ ناآگاه احتمالی و عرضهی یک خودی زیر لوای عنوانی غیرخودی، در عصر حاضر که عصر رسانهها نام گرفته، نشاندهندهی اوجِ بیسلیقگی است.
در نمونهای دیگر در کوران برگزاری انتخابات انجمن صنفی و انحلالِ بحثانگیز این نهاد مدنی، در اقدامی عجیب گفت و گوهایی روی صفحه اول خبرگزاری فارس قرار گرفت که در آنها فرد مصاحبهشونده «عضو انجمن صنفی روزنامهنگاران» معرفی میشد.
در اینکه مصاحبهشوندگان اعضای انجمن صنفی هستند، شکی نیست. اما در حالیکه چالشِ پیش روی انجمن صنفی، با وزارت کار بود و هیچ خبری از اختلاف در این انجمن نبود؛ اقدام خبرگزاری فارس، تلاش برای منحرف کردن مخاطب ناآگاه احتمالی از اصل ماجرا و جا زدن موضوعی نامعتبر به جای مسالهای معتبر است.
در عصر ارتباطات و در هزارهی سوم، حرف زدن از واقعیت معتبر، چندان منطقی به نظر نمیشود و فیلسوفان بزرگی در رسالههایشان مرگِ واقعیت را در جهان امروز اعلام کردهاند. اما این تئوریها در مطالعهای مخدوش سبب شده که گاه مساله از آخر به اول خوانده شود.
یعنی اگر سرعت انتقال اطلاعات در جهان امروز و تعدد مراکز خبری و همچنین درک اهمیت رسانه توسط دولتمردان، در پروسهای منطقی میبایست نشاندهندهی عدم قطعیت اعتبار واقعیتِ یکه و اجتناب از عرضهی یک روایت از اتفاق، به عنوان واقعیت کاملاً معتبر منجر شود؛ در فضایی همچون فضای غیررقابتی رسانهای ایران، ظاهراً توجیهکنندهی تحریفِ آشکار واقعیت در رسانههای نزدیک به قدرت به نفع جریانهای سیاسی خاص شده است.
خبرگزاری فارس در شیوههای خبرنویسی و همینطور عرضهی صفحات مناسب و استفاده از خبرنگارانی توانا، میتواند در شرایطی که خبرگزاری رسمی کشور، درگیر سطحیترین اهداف سیاسی شده؛ بسیار بیش از این مورد اعتماد قرار گیرد. به شرطی که بپذیرد تعداد مخاطبان احتمالی ناآگاه در جهان امروز خیلی خیلی کم است و اقداماتی به دور از اخلاقِ حرفهای، اعتماد مخاطب را مخدوش میسازد. اعتمادی که بزرگترین سرمایه هر رسانه است.
راديو زمانه