حرکت ملی آذربایجان و نقش دستان نامرئی، مجید نظری
اویرنجی
http://www.oyrenci.com/
این روزها حرکت ملی آذربایجان بحرانی ترین مراحل تکامل تاریخی خویش را با فراز و فرودهای فراوان پشت سر می گذارد. بسیاری از خانواده ها چشم به راه فرزندانشان بوده و گوشهایشان را برای شنیدن زنگ تلفن فرزندانشان که در سلولهای انفرادی و یا زندان بسر می برند، تیز نموده اند. تعدادی نیز از بیم لو رفتن و دستگیری روزها و شب های پرالتهابی را پشت سر می گذارند. عده ای نیز اگرچه عجولانه و با انتخاب مسیری نادرست در تلاش برای حل یکی از اختلاف برانگیزترین موضوعات حرکت ملی آذربایجان بنام سیمگه آستین ها را بالا زده اند. در حالیکه بحث های سازنده می توانست حرکت ملی آذربایجان را موفق به از پیش پا برداشتن یکی از معضلات جدی آن نماید، دستهای نامرئی حرکت ملی آذربایجان آتش بیار معرکه شده و با لجاجت تمام و به هر طریق ممکن اختلافات کوچک را بزرگ نمائی نموده و دشمنیها و کدورت های موجود را عمق می بخشند. این دستهای نامرئی به هیچ وجه خواهان اتحاد در بین صفوف حرکت ملی نیستند. گاه در نقش مستقلها به تشکیلاتها حمله می کنند و گاه در لباس تشکیلاتچی ها به فعالان مستقل می تازند. عده ای نیز ناآگاهانه و بدون اینکه برجو موجود خفقان و امنیتی در آذربایجان حاکم باشند با بحث هایی که بیشتر مبتنی بر لجاجت است به هرطریق خواهان به کرسی نشاندن عقیده خویش می باشند. بحث های زیادی صورت گرفت. همه حرف خود را زدند. همه به حد کافی سعی نمودند تا خویش را حق جلوه دهند. اما همه بایستی توان بازپس گیری مدعایشان را نیز داشته باشند. اگربناست حرکت ملی آذربایجان را توانمند سازیم چرا نتوانیم بگوئیم که "من علیرغم میل باطنی ام و بخاطر اتحاد در حرکت از ادعای خویش چشم می پوشم".
دست های نامرئی با انگشت گذاشتن بر روی نقاط ضعف روانشناسی ملت آذربایجان افراد فعال در حرکت ملی آذربایجان را بر علیه یکدیگر تحریک می کنند. آنچه در این درگیریها فراموش شده است فلسفه وجودی حرکت ملی آذربایجان و راههای مبارزه با شونیسم فارس است.
در این هوای شدیدا مه آلود حرکت ملی آذربایجان لجاجت ها بر عقل سلیم پیروز شده است. تعدادی از فعالین شناخته شده، صادق و دمکرات نیز هم از ترس رژیم و هم از ترس شانتاژهایی که از سوی همین دستان نامرئی صورت می گیرد با دلی پر از خون نظاره گر اوضاع هستند. عقلای قوم در حرکت ملی آذربایجان هرگز توان مدیریت بحرانها را نداشته و همواره از تبدیل تهدیدها به فرصت ها عاجز بوده اند. در حالیکه می شد مکر شیطان را بسوی خویش بازگردانید و منشا اختلافات را به منشا وحدت تبدیل نمود، متاسفانه شاهد این هستیم که هر روز بیشتر از دیروز حرکت ملی آذربایجان قربانی اختلافات جزئی شده و از مدیریت حوادث ناتوان شده است. نیروهای شناخته شده حرکت ملی آذربایجان می توانستند به کمک ریش سفیدان حرکت و بدور از لجاجت های معمول از فرصتهای موجود حداکثر استفاده را بعمل آورند. اما متاسفانه نتیجه ای که حاصل شده است کاملا برعکس بوده و روزهای آتی اگر بر این منوال سپری شود خسران بزرگی تمامی بدنه حرکت ملی آذربایجان را فرا خواهد گرفت.
دست های نامرئی حرکت این بار بعد از موفقیت درانداختن تفرقه بزرگ در خارج بسوی داخل حرکت متمرکز شده و موتور آنرا نشانه رفته اند. هستند بسیاری که می خواهند جنبش دانشجوئی آذربایجان را از ریل خویش خارج کرده و توان آن را بگیرند. این دست های نامرئی در تلاشند تا جنبش دانشجوئی آذربایجان را نیز قربانی بازیهای خطرناک خویش کنند. این دست ها بعضا با حمایت از بعضی از دانشجویان آنها را بر علیه دیگر دانشجویان تحریک می کنند و یا با ترساندنهای بی خودی می خواهند انرژی آنانرا بگیرند.
در این برهه حساس تاریخی بایستی آنهائیکه صادقانه با جان و مال خویش در مسیر حرکت ملی آذربایجان هزینه داده اند با از خود گذشتگی مسیر اتحاد را هموار کنند. بایستی دستهای نامرئی را که مانع اتحاد و برابری می شود شناخت و این آفات را از بدنه حرکت دور نمود.
همگی در این راه هزینه داده ایم، از خود و خانواده خویش گذشته ایم و حرکت ملی را به این مرحله رسانده ایم. چه ایرادی دارد که از لجاجت ها به پرهیزیم.
بنظر می رسد تشکیل کمیته ای از فعالین صادق برای حل مشکلات پیش روی حرکت ملی آذربایجان ضروری تر از هر زمان دیگری است. هشتاد درصد منشا اختلافات نه در تاکتیک ها و استراتژی ها بلکه ریشه در لجاجت ها و منم منم های خانمانسوز است. زمان فراموشی لجاجت ها ست. همگی ایراد داریم. هیچ کس حق مطلق نیست. هیچ کس عقل کل نیست. ما به همکاری یکدیگر نیاز داریم. جبهه نیروهای دمکراسی خواه و پیش رو بایستی هرچه زودتر تشکیل شود. حرکت ملی بسوی تفرقه پیش میرود. جوانان از این بحثهای بی خودی و لجاجت ها خسته شده اند. موج بی تفاوتی و گوشه گیری و پشت نمودن به حرکت و دوری گزیدن از بحث های خسته کننده، توهین ها و تحمت ها بر جوانان آذربایجان در حال مستولی شدن است. آنهائیکه باور ندارند بیایند و خود از نزدیک مطالعه نمایند.
چرا ما نیز همچون انسانهای متمدن نبایستی بتوانیم همدیگر را تحمل کنیم. چرا نمی توانیم دست های همدیگر را به نشانه احترام بفشاریم. اگر این دست های نامرئی موفق بشوند که حرکت ملی را از ریل خارج کنند دود آن به چشم همه فعالین خواهد رفت.
من بعنوان یک فعال دانشجوئی دست همه فعالان صادق حرکت ملی آذربایجان را به نشانه خضوع می بوسم و همه فعالین را به اتحاد و گریختن از دسیسه های دست های نامرئی حرکت فرا می خوانم.
مجید نظری